پخش اخبار روزانه – ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵
رئیسجمهور آمریکا ترامپ فرمان اجراییای را امضا میکند که مأموریت «جنسیس» را برای پیشبرد کشفهای علمی با استفاده از AI (هوش مصنوعی) آغاز میکند و ابررایانههای ملی را برای پژوهشهای فدرال در یک پلتفرم یکپارچه ادغام میکند (WhiteHouse.gov)
دولتِ رئیسجمهور ترامپ دستور یک بازنگری گسترده پناهندگان را میدهد تا حدود ۲۳۳ هزار پناهنده پذیرفتهشده در دوران دولت بایدن (۲۰۲۱–۲۰۲۵) را از نو ارزیابی کند و با استناد به نگرانیهای امنیت ملی میگوید مقامهای بایدن از انجام بررسیهای پیشینهٔ کافی کوتاهی کردهاند (Reuters)
وزیر حملونقل آمریکا "شان دافی" یک «کارزار ادب» ملی راهاندازی میکند و پس از افزایش ۴۰۰٪ مزاحمتهای داخل پرواز از سال ۲۰۱۹، از مسافران میخواهد که پوشیدن پیژامه در هواپیما را کنار بگذارند، و محترمانه لباس بپوشند. کارشناسان آداب معاشرت از او حمایت میکنند و میگویند پیژامه متعلق به خانه است، و پوشش از طریق «شناخت پوششی» بر رفتار اثر میگذارد (Fox News)
مقامهای آمریکایی ۴ قانونگذار دموکرات را بهخاطر دیدار با تبعهٔ متهمِ اهل هندوراس، دنیس مائوریسیو روخاس-مولینا — که به آدمربایی و آزار خانگی متهم است — نکوهش کرده و آنها را «سیاستمداران پناهگاه» مینامند (Fox News)
کلمبیا همه پروژههای جدید نفت و معدن را در منطقه آمازونِ ۵۰۰هزار کیلومتر مربعی این کشور ممنوع میکند؛ منطقهای به اندازهٔ سوئد (Good News Network)
ایتالیا حالا همهٔ افراد را موظف میکند برای کاهش آسیب به سر در پیستهای اسکی کلاه ایمنی بپوشند، از جمله اسنوبردسواران، سورتمهسواران و بازدیدکنندگان، و برای تخلف جریمهای تا ۲۰۰ یورو تعیین میکند (Euronews)
پزشکان میگویند پونهٔ کوهی از ایمنی، هضم و تعادل میکروبی حمایت میکند وقتی روی وعدههای غذایی وگانِ مغذی پاشیده شود. برگهای پونهٔ کوهی حاوی ترکیبهای آنتیاکسیدانی و ضدالتهابیِ قوی مثل تیمول و کارواکرول هستند که به محافظت در برابر آسیب سلولی و احتقان خفیف تنفسی کمک میکنند و پلیفنولهای گیاهیِ آن به سلامت روده کمک میکنند. از پونهٔ کوهی تازه یا خشکشده روزانه در مقادیر کم استفاده کنید؛ روغنهای غلیظ میتوانند معده را تحریک کنند و بدون راهنمایی پزشکی در دوران بارداری باید از آنها پرهیز شود (Healthline)
پزشکان طب سنتی میگویند نوشیدن آبِ برگِ «لا لوت» (Piper lolot) میتواند بهسبب آلکالوئیدها و فلاونوئیدهای گیاهیِ آن که التهاب را کاهش داده و به سمزدایی کلیه کمک میکنند، درد مفاصل را تسکین دهد. ۱۵ تا ۳۰ گرم برگ تازه لا لوت را بجوشانید (یا ۵ تا ۱۰ گرم خشک) یا ۱۰ تا ۱۵ گرم برگ تازه را ۱۵ تا ۲۰ دقیقه دم کنید. بهمدت ۱۰ تا ۱۵ روز، یک فنجان گرم را پس از ناهار یا شام بنوشید. فقط بعنوان مکملِ داروی نقرس [تورم مفصل] استفاده کنید؛ از نوشیدن بیش از حد پرهیز کنید (Lao Động)
کارشناسان برنج قرمز را بعنوان یکی از سالمترین غلات میستایند، که فیبر، آنتوسیانینها و کربوهیدراتهای کندهضم فراهم میکند و از پایداری قند خون و سلامت قلب پشتیبانی میکند. رنگدانه های قرمز آن (آنتوسیانین) به کاهش التهاب کمک میکنند، در حالیکه مواد معدنی و ساختارِ سبوسدارِ آن به هضم کمک کرده و احساس سیری را حفظ میکنند. مطالعات همچنین غلاتِ سرشار از آنتوسیانین را با بهبود کلسترول و محافظت از قلب مرتبط دانستهاند. برای تقویت هوشمندِ یک تغذیه وگانِ مغذی، بخشی یا همهٔ آن برنج سفید را با برنج قرمز جایگزین کنید (Netmeds)
استان فو تو [آولاک (ویتنام)]: یک مرد جوان۷۰ساله هنگام خوردن «فو» بر اثر خفگی ناشی از تکهای از مرغ بهسرعت به بیمارستان منتقل شد. آن استخوان، گلوی مرد را سوراخ کرده و سبب خونریزی شده بود، و خطر عوارض جدی را ایجاد میکرد (VietNamNet)
پزشکان هشدار میدهند گزگز یا سوزش در انگشتان پا ممکن است نشاندهندهٔ کمبود ویتامین ب-۱۲ ناشی از آسیب عصبی و کاهش رسانش اکسیژن باشد و توصیه میکنند همهٔ افراد برای حفاظت از دستگاه عصبی خود مکملهای ب-۱۲ وگان مصرف کنند (VnExpress)
پژوهش دانشگاه مکگیل [کانادا] هشدار میدهد بستهبندیِ مواد غذاییِ بدون BPA [بیسفنول ای] شاید ایمن نباشد، چراکه سلولهای تخمک انسان که در معرض ۴ پلاستیکِ جایگزین رایجِ BPA قرار گرفتند همچنان علائم سمیّت نشان دادند (SciTechDaily)
مالزی: سیلها هزاران نفر را در نزدیکی پایتخت کوالالامپور وادار به تخلیه میکند (Reuters)
تایلند ارتش را برای مدیریت بحران سیل به کار میگیرد چون بارشهای سنگین تلاشهای امدادی را در استانهای جنوبی از جمله "هات یای" مختل میکند (Reuters)
اولین کولاک بزرگ زمستانی آلمان را درنوردید و دستکم چهار نفر را به کام مرگ برد و چندین نفر را بهدلیل جادههای یخزده و بارش سنگین برف مجروح کرد (Lao Động)
طوفان شدید بهاری کوئینزلند [استرالیا] را درنوردید، تگرگهای غولآسا تا ۱۴ سانتیمتر بههمراه آورد و ۹۵ هزار خانه را بدون برق گذاشت (The Independent)
آلودگی شدید هوا در تهران [ایران] دولت را وادار کرد برای حفاظت از بیش از ۹ میلیون ساکن، خدمات عمومی و مدارس را تعطیل کند و تردد خودروها را محدود سازد. کارشناسان میگویند آلودگی هوا در ایران از ماه مارس تاکنون باعث نزدیک به ۵۹ هزار مرگِ زودرس شده است (baotintuc.vn; (Người Lao Động))
یک باغوحش بزرگ فرانسوی مجبور شد دو پاندای غولپیکر را واگذار کند، پساز آنکه نتوانست در دوران پیری و نارسایی کلیه از آنها مراقبت کند (AP)
دانشمندان برای نخستینبار دو شخص- نهنگِ منقاردارِ دندانبادبزنی زنده را در آبهای سواحل کالیفرنیا [آمریکا] مشاهده کردند که پساز چندین مورد بهگِلنشینی، امیدی برای این گونه بههمراه آورد (Good News Network)
جفری دیاز، افسر انتظامات نیروی دریایی آمریکا (مستر-ات-آرمز)، پساز نجات دو کودک از امواج بلند در خلیج وایاپوئا [جزیره کوآئی، هاوایی] درگذشت. فرماندهان نیروی دریایی و پلیس کوآئی تسلیت گفتند و قهرمانی آقای دیاز را ستودند. کالبدشکافی در دست انجام است، اما پلیس میگوید به دخالت مجرمانه مشکوک نیست (Fox News)
او دستهایش را بالا برد و من هم دستهایم را کنار دستهای او بالا بردم و انگار آینه بود. کشیش آمریکایی و مدیر تجاری پیشین، 'کشیش آنه لَتور' شرح داد که حضرت عیسی(گیاهخوار) چگونه او را به 'باغ عدْن' برد، جایی که با 'حوا' دیدار داشت.
آنه در خانوادهای مسیحیِ مذهبی بزرگ شد. از سن ۹ تا ۱۲سالگی، شبها بارها بیدار میشد و از طریق چیزی که مثل دریچهای باز کنار تختش احساس میکرد، شیاطین و مناظری از جهنم را میدید. رو به دیوار بودم و چشمانم را باز میکردم و واقعاً جهنم را میدیدم. مثلاً، شیاطین را میدیدم، آتش میدیدم، و واقعاً وحشت میکردم. یادم هست در آن دوران، محبت عمیقی به عیسی داشتم. یادم هست هنگام خوابیدن به عیسی میگفتم چقدر دوستش دارم. یعنی اینطور میگفتم: «عیسی، من خیلی دوستت دارم!» و یادم هست چیزهایی مثل این میگفتم: «دلم برایت تنگ شده، عیسی.» حالا که به گذشته فکر میکنم، انگار، میدانید، واقعاً دلم برای بودن در بهشت، از ده سال پیش تنگ شده بود. اما نیمهشب بیدار میشدم و شیاطین را میدیدم و عملاً جهنم را در پسزمینهٔ جایی که آن شیاطین بودند میدیدم و انگار آنها میخواستند به من برسند ولی نمیتوانستند.
آنه معتقد است این رویاها به تجربههای آسیبزایی مرتبط بودند که در مدرسهٔ مسیحیاش تحمل کرده بود، مدرسهای که بعداً دریافت بهجای گشودن دروازههای بهشتی، دروازههای شیطانی را میگشود. هنوز داستان کامل خودم را منتشر نکرده بودم، اما اتفاقهایی برایم افتاد وقتی بهعنوان کودک در یک مدرسهٔ مسیحی، بهاصطلاح «مسیحی» بزرگ میشدم، و باور دارم همین به دروازههای شیطانی و چیزهایی که میدیدم انجامید.
در سال ۲۰۱۳، آنه در بزرگسالی به یک سفر تبلیغی خدمترسانی کلیسا به جزیرهای دورافتاده در اندونزی پیوست. گروه تصمیم گرفت از بالای صخره به اقیانوس بپرد. با اینکه شهودش به او میگفت چیزی اشکال دارد، آنه از گروه پیروی کرد. با شدت به آب خورد — و کمرش شکست، و او را دچار دردی جانکاه کرد. سه روز پساز بازگشت به خانه، درحالیکه هنوز پساز جراحی درد شدیدی داشت، آنه به درگاه خدا فریاد زد.
به انعکاس نگاه کردم و گفتم: «خدایا، این خیلی زیاد است.» میدانم بیش از توانمان بر دوشمان نمیگذاری، اما فکر کنم مرا با خواهر دوقلویم اشتباه گرفتهای — چون من یک دوقلو دارم! — پس گفتم: «فکر کنم مقداری از چیزی را که او نیاز دارد به من دادهای.» و گفتم: «خداوندا، لطفاً، فقط لطفاً تمامش کن. دیگر از پسِ این برنمیآیم.» و 'او' آشکارا با من سخن گفت و گفت: «آنه، اگر گوش کنی و آنچه میگویم انجام دهی — شروع کنی به گفتن داستانت، دربارهاش بنویسی و همیشه حق مرا ادا کنی— تا پایان عمرت ۱۰۰٪ از درد آزاد خواهی بود.» و گفتم: «انجام میدهم. بسیارخب، خداوندا.» همان لحظه بود که به 'او' نزدیکتر شدم.
در سال ۲۰۱۸، پساز اینکه با پایاندادن به روابط سمی، بخش بیشتری از زندگیاش را به خدا سپرد، تجربههای فراطبیعی آنه بهطرز چشمگیری شدت یافت. مواجهههای عجیبی با عیسی داشتم. یک بار 'او' مستقیم جلو آمد و خیلی نزدیکم شد، و من چهره و شکوهش را دیدم. ناگهان، شمشیری از دهانش بیرون آمد و مستقیم واردم شد، بعد از درونم به پایین رفت. آنرا در بدنم احساس میکردم چون روی مبل نشسته بودم و بدنم فقط میلرزید، بعد ناگهان به 'باغ عدْن' برده شدم. انگار فقط میدانستم که آنجا 'باغ عدْن' است، فقط میدانستم. درختی آنجا بود. و 'او' تکهای میوه از درخت جدا کرد. رنگها را به یاد دارم، خیلی زیبا بود. فقط میدانستم که آنجا بهشت است. حتی خودِ درخت هم زیبا به نظر میرسید. 'او' آنرا از درخت چید، نگاهم کرد و گفت: «آنه، همانگونه که پسران و دخترانم بهخاطر این میوه از من دور شدهاند، تو کمک میکنی آنها را بازگردانی.» ناگهان، در ساحلی بودیم. مقابلمان اقیانوس بود.
آنجا در ساحلِ بهشت، آنه به مأموریت بازگرداندن روحها بهسوی خدا اعتراض کرد. یادم هست گفتم: «چطور قرار است این کار را بکنم؟» یادم هست این را به عیسی گفتم، که: «نمیدانم چگونه قرار است این اتفاق بیفتد. من هیچ آیهای از کتاب مقدس را بلد نیستم. » چون در ذهنیت مذهبیام فکر میکردم باید کتاب مقدس را از اول تا آخر بلد باشم تا شاید بتوانم مردم را موعظه کنم که به 'عدْن' بازگردند، نمیدانم! ناگهان چیزی شبیه یک سیستم کانالکشی هوا، مربعی، از بالای سرم فرو افتاد؛ همینطور «بوم، بوم، بوم» آمد — فقط باز شد و باز شد و بالای سرم گسترش یافت. ناگهان احساس کردم که گویی دریچهای برای دریافتِ مکاشفه به درونم جاری است، احساس میکردم بدنم میلرزد، حس میکردم سلولهایم میلرزند و انگار آتش گرفته بودم. فکر میکنم چیزی شبیه این گفت: «حالا هرآنچه نیاز داری دریافت میکنی.» و بعد تمام شد. پساز آن، دوباره به دعا برگشتم. او [حضرت عیسی] به من گفت به کتاب امثال باب ۳۱ نگاه کنم، کمی بعد گفت: «میخواهم خدمتی به نام نسلِ امثال ۳۱ آغاز کنی.» آنه آن فصل کتاب مقدّس را خواند و با روحِ مکاشفه دریافت موضوع آن یک زنِ خانهدارِ بینقص نیست، بلکه 'عروسِ مسیح' است ـ یعنی هم مردان و هم زنان که برای ازدواج با حضرت عیسی آماده میشوند. این شد بنیادِ خدمتِ او.
در برخوردی دیگر، حضرت عیسی آنه را به باغ عدن برگرداند و حوّا پیش آمد. تنها چیزی که میدیدم این نور بود و ناگهان او از دلِ این نور قدم بیرون گذاشت. سراسر فرکانس و رنگ بود. انگار مثل ما تنِ گوشتی نداشت. از انواع مختلفِ آبیها و بنفشها و این فرکانسهای در حرکت تشکیل شده بود. و انگار میدانستم که خودش است. از عیسی پرسیدم، «او حوّاست؟ » و گفت، «بله.» حتی چشمهایش هم مثل چشم ما نبود. شبیه پیکری بینقص بود، بیمو. خیلی زیبا بود. آنچه میدیدم و حس میکردم همان فرکانسهای او بود که مستقیم به قلبِ خدا متصل بود. حالا او ۱۰۰٪ در خدا، در عیسی، در روحالقدس بود، همان فرکانسهای قلبِ پدر را ساطع میکرد، میتوانستم آن را حس کنم و واکنش آنیام این بود، «او زیباست!»
این دیدار احتمالاً به دعاها و خدمتِ آنه مربوط بود که شامل درخواست از خداوند برای رهاییبخشی گناه اولیه حوا میشود. این «پروندهٔ محاکمه» است، چیزی که گفتم این بود، «خداوندا او [حوّا] ارادهٔ آزاد نداشت. شیطان ارادهٔ آزاد را از او گرفت. بنابراین، بر این مبنا که به او دروغ گفته شد و مورد دستکاری قرار گرفت، هرآنچه پساز برداشتنِ میوه از او سر زد باید باطل شود.» بعد حوّا چیزی شگفتآور به آنه گفت. دستانش را بالا آورد و من دستانم را کنار دستان او بالا آوردم، و انگار آینهای بود. گفت، «متشکرم.» و گفتم، «برای چه تشکر میکنی؟ همه را او انجام داد.» چون عیسی کنارم بود. گفتم، «از او تشکر کن.» و گفت، «نه، تو مرا رها کردی.» و گفتم، «او تو را رها کرد، خونِ او تو را رها کرد.» و چیزی شبیه این گفت: «بیشترِ زنان از من متنفرند.» و انگار میتوانستم حس کنم، هرچند او پر از عشق و سراسر از خدا بود وقتی گفت، «زنان بهخاطر کاری که کردهام از من نفرت دارند. بشر بهخاطر کاری که کردم از من نفرت دارد. میخواهم بگویم متشکرم.»
آنه معتقد است حوّا در شکلِ شکوهیافتهاش ـ بهصورت فرکانسها و 'نور' بهجای جسم ـ ظاهر شد، چون این حالت، وضعیتِ اولیهٔ بشر پیش از سقوط بود. او چنین نظریه میدهد که وقتی آدم و حوّا گناه کردند، شرم باعث شد خود را بپوشانند با آنچه به گوشت جسمانی بدل شد. در کتاب مقدّس آمده عیسی مسیح باید میآمد و جسم و خون میشد تا ما را از جسم و خون رها کند. صادقانه باور دارم که وقتی آدم و حوّا گناه کردند، آنچه رخ داد این است که بلافاصله شرم بر ما چیره شد، پس فوراً در ذهن، در افکار و عواطفمان بیدرنگ شروع میکنیم به منفی فکرکردن، درست است؟ پس همین که فکر کردند، «اوه نه، خراب کردیم»، آنوقت آنها خود را پوشاندند. باور دارم وقتی رها شویم به 'باغ' بازمیگردیم، باور دارم که دیگر این لباسهای پوستی را نخواهیم داشت.
آنه همهچیز در خدمت خود را به تسلیمِ کامل در برابر حضرت عیسی نسبت میدهد. پساز شفا، بهتدریج سلامتی، دارایی، روابطش و در نهایت همهچیز را تسلیم خدا کرد. «وقتی دستانت پر از چیزهایی است، «وقتی دستانتان از چیزهایی پر است، نمیتوانید چیزی در آن بگذارید. و اگر دستانتان پر از چیزهایی باشد که خدا برایتان برنامهریزی نکرده، و آن را با آنچه خدا برایتان برنامهریزی کرده ترکیب کنید خب ممکن است در نهایت آنچه را او برایتان برنامهریزی کرده نابود کنید. در اطاعتکردن و تسلیمِ کامل، گامی بزرگ هست.»
آنه تأکید میکند تسلیم، رخدادی یکباره نیست بلکه فرایندی روزانه برای رهاکردنِ چیزهای حتی کوچک است. اینطور نیست بگویید، «اوه، برای هرکسی میمیرم» یا « خداوندا، برای تو، میمیرم.» در زندگی چیزهایی هست که باید واقعاً عمیق شویم و بیندیشیم، مثلاً، «چه چیزی را تسلیم نکردهام؟ فنجانِ قهوهٔ صبحگاهیام است؟ بالمِ لبی که استفاده میکنم، برقِ لبی که استفاده میکنم، آن را به خداوند تسلیم کردهام؟» آنه میگوید با تسلیمِ حتی کوچکترین انتخابها به خدا، دشمن دیگر چیزی برای چنگزدن ندارد، چون همهچیز از پیش در دستانِ توانای خداست. (Deep Believer)
نقلقولِ تعالیبخش روز: «کاخِ خویش باش، وگرنه دنیا زندانِ توست.» - جان دان، شاعر انگلیسی