جزئیات
دانلود Docx
بیشتر بخوانید
این مکان فقط زمانی تغییر میکند که روحها دوباره دریابند چه کسی هستند، ماهیت این آفرینش و عشق چیست. تنها راهی که این مکان واقعاً دوباره به بهشت روی زمین تبدیل میشود، همین است.
در قسمت اول، به تجربهٔ دگرگونکنندهٔ خروج از بدن داریوس در ۱۶سالگی و مکاشفات او دربارهٔ "گنبدی" که دیده بود زمین را پوشانده است، پرداختیم.تجربهٔ خروج از بدن دیگری که تأثیر چشمگیری بر داریوس گذاشت، دیدار با عموی محبوب درگذشتهاش، 'باب'، در آن سوی دنیا بود که مرور کوتاهی از زندگی را به او نشان داد.البته عمویم 'باب' که از دنیا رفته، دلیل شروع کاری است که اکنون آغاز کردهام، چون با او تماس گرفتم و او نزد من آمد. به همین دلیل است که اینقدر بر عشق تأکید دارم و بر اینکه همهٔ کارها را اینجا با عشق انجام دهید. 'مرور زندگی' کوتاهی را به من نشان داد و کارهایی را نشانم داد که اینجا بدون عشق انجام میدادم. و از شدت درد مرا به زانو درآورد. این بزرگترین دردی بود که تا به حال احساس کردهام، و هیچچیز با آن قابل مقایسه نیست؛ زیرا وقتی خودتان را میبینید و به دنیای دیگر بازمیگردید و کارهایی را میبینید که بدون عشق انجام دادهاید، عشق همان چیزی است که تکتک روحها را به زانو درمیآورد، و مرا هم به زانو درآورد.'داریوس جی رایت' دیدگاههای بیشتری را دربارهٔ 'مرور زندگیای' ارائه میکند که همهٔ ما پس از پایان زندگی زمینیمان تجربه خواهیم کرد.بنابراین، سراسر زندگیِ هر فرد به او نشان داده میشود و میتوانید بگویید، بگذارید او را فرشته یا راهنمای روح بنامیم، که این چیزها را به شما نشان میدهد؛ آنها لزوماً شما یا زندگیتان را قضاوت نمیکنند، اما نشاندهنده نوعی قدرت تشخیص برای تان هستند. فقط نشان میدهند: "میبینی اینجا چه کردهای. میبینی کجا عشق را دریغ کردهای، آن رفتاری را میبینی که آنجا کردهای،" و بعد خودت را قضاوت میکنی و بزرگترین دردی که یک روح در سوی دیگر تجربه خواهد کرد، همان عشقی است که اینجا (روی زمین) دریغ کرده است.'مرور زندگی داریوس' به ما کمک میکند تأثیر حقیقی ابراز عشق به خود و همهٔ اطرافیان مان را هر لحظه به یاد آوریم.داریوس در تجربههای خروج از بدن خود، '۱۲ قلمرو آفرینش' را در جهان مان دید. او دیدگاههایی دربارهٔ برخی از 'قلمروهایی' که دیده است ارائه میکند.این ساختار خاص، در مجموع ۱۲ 'قلمرو' دارد. 'قلمرو اول'، یعنی 'قلمرویی' که ما درون این ساختار در آن هستیم، 'قلمرو زمینی' است. بالاتر که میروید، وارد بهشت کهکشانی و بهشتهای سماوی میشوید. 'قلمرو پنجم'، 'بهشت' است. خب اینجا به 'قلمروهای بهشت' میرسید. بنابراین در بهشت لایههای گوناگونی هست که میتوانید به آنها دسترسی پیدا کنید، درسته؟ بایگانیها، کلیساهای جامع و برخی از این مکانها نیز بسیار لذتبخش هستند و میتوانید به آنها دسترسی پیدا کنید. حتی از آن هم بالاتر میروید، به 'قلمرو هفتم' میرسید و آنگاه به 'بهشت' فرشتگان دسترسی پیدا میکنید. حالا هرچه بیشتر بالا میروید، به 'قلمرو نهم' دسترسی مییابید، قلمرویی که میتوان گفت 'پل رنگینکمان'، 'خدایان'، یا نام دیگرش 'ازگارد'، 'قلمرو خدایان' است.'داریوس' بر اساس سفرهای خروج از بدن خود باور دارد که قلمرو زمینی فرصتی کمنظیر در اختیار روح ما میگذارد تا ذات 'الهی' روحهایمان را، که عشق پاک و بیقید و شرط است، بهراستی درک کنیم.کل این جهان، این ساختار، بهویژه 'قلمرو اول'، برای این بود که آنچه را در سوی دیگر تجربه نمیکنیم، تجربه کنیم. پس اینجا توهمِ درد و توهمِ مرگ را، همه از راه جسم فیزیکی، تجربه میکنید. برای اینکه بیقید و شرط عشق بورزید، به همهچیز و همهکس بیقید و شرط عشق بورزید، شما روحی هستید که آن چیزهای دوستنداشتنی را نیز تجربه کرده است. بنابراین، بر اساس آنچه من دیدهام، طراحی این مکان بر این بوده است که بهتدریج فراموش کنیم که چه کسی هستیم و حالت حقیقیمان چیست و سپس دوباره به یاد آوریم که به الوهیت خود بازمیگردیم و بدن را نیز چنان دگرگون میکنیم که بازتابدهندهٔ آن باشد. طرح اصلی این است که دوباره به آن حالت 'خداوند'، آن حالت عشق، به آن فرکانس بازگردیم. و خودِ بهشتها را به اینجا بیاوریم.چه پیام شگفتانگیزی دربارهٔ قدرت عشق بیقید و شرط!داریوس در سفرهایش به 'دنیای دیگر'، چشماندازهایی از آیندهای بالقوه باشکوه برای بشریت و زمین دید.ما در حال ورود به دورانی هستیم که در آن همهٔ رنجها پایان مییابند. همهچیز رها میشود. سرانجام همه از نظر فیزیکی آزاد خواهند بود تا در این زندگی کارهایی انجام دهند و این زندگی را آنگونه که قرار بوده است تجربه کنند. در این قلمرو چنان دگرگونیای رخ خواهد داد که مردم به یاد خواهند آورد چه کسی هستند، از کجا آمدهاند، این مکان چیست و امور بهطور کامل آشکار خواهد شد. وقتی این به یاد آورده شود، آنگاه گروه بزرگی از روحها خود را وقف میکنند تا مردم را نسبت به خودشان، خانهشان و عشق بیدار کنند. پس میتوان گفت وقتی مردم حتی دربارهٔ زمین نو سخن میگویند، در واقع منظورشان پردهبرداری بزرگ از چیزی است که همیشه از پیش آنجا حضور داشته است. و شما آن چیزها را میبینید؛ به آن چیزها دسترسی پیدا میکنید. میتوانید از همهٔ محدودیتهای جسم فیزیکی فراتر بروید. میتوانید از همهٔ محدودیتهایی که تصور میکنیم داریم، فراتر بروید. زیرا خودِ روح نامتناهی است.داریوس روشن میسازد که بشریت اکنون باید چه کند تا این چشمانداز آیندهای صلحآمیز را به واقعیت تبدیل کند.این مکان فقط زمانی تغییر میکند که روحها دوباره دریابند چه کسی هستند، ماهیت این آفرینش و عشق چیست. تنها راهی که این مکان واقعاً دوباره به بهشت روی زمین تبدیل میشود، همین است. و تنها راه عبور از آن و پایان دادن به همهٔ رنجها این است که هر روح عشق بیقید و شرط و خانهٔ خود را دریابد و بداند به کجا بازمیگردد؛ زیرا وقتی آن را دریابد و واقعاً همگان بهطور جمعی آن را دریابند، نمیتوانید به من بگویید که بدون عشق، عمل خواهند کرد.در یک پیام ویدئویی در ۱۲ آوریل ۲۰۲۵، استاد اعظم چینگ های بسیار خیرخواه ما (وگان) تأکید فرمودند که گواهیهای تجربهٔ نزدیک به مرگ و تجربهٔ خروج از بدن چگونه ماهیت حقیقی خدای قادر مطلق را به بشریت یادآوری میکنند."خدا" همیشه ما را دوست دارد. فقط اینکه اگر کارمای ما بزرگ باشد و خیلی نزیک به مایا باشیم، و به نصیحت بد و تأثیر بد شیطان، ابلیس گوش دهیم، آنوقت مانع دریافت عشق "خدا" میشویم. مشکل همین است. افرادی که موقتاً میمیرند و بازمیگردند که به آن «تجربه نزدیک به مرگ» میگوییم. آنها همگی آن "عشق" را دریافت میکنند وقتی که خارج از بدن و تأثیر مایا هستند. آنها آن "عشق" را دریافت میکنند. و همیشه به آنها توصیه میشود که بازگردند و این پیام را بیاورند که شما باید یکدیگر را دوست داشته باشید. شما باید یکدیگر را دوست داشته باشید. [...] فقط اینکه در این دنیا سختتر است وقتی افراد تماماً پوشیده و مسموم شدهاند.استاد اعظم چینگ های همچنین تنها راهحل برای پدید آوردن بهشت روی زمین، یا زمین نو، را که داریوس جی رایت در تجربههای خروج از بدنش پیشبینی کرده است، بیان فرمودند.ما سه (سه قدرتمندترین) اکنون بیشترین تلاش را میکنیم تا سعی کنیم آنها را پاک کنیم تا بتوانند بیدار شوند و بفهمند که وگانبودن عشق در عمل است.و این موجب میشود تماماً شانس و برکت دوباره به این سیاره بازگردد و آن را دوباره به بهشت تبدیل میکند. گویی معجزه میشود. رودها دوباره پرآب خواهند شد. اقیانوسها دوباره پاک خواهند شد. دیگر هیچ منطقه مردهای در دریا وجود نخواهد داشت. دیگر جنگی نخواهد بود. دیگر گرسنگی نیست. دیگر پاندمی نیست. در واقع، انسانهای این سیاره میتوانند همه اینها را تجربه کنند اگر فقط آن تکه گوشت خونینِ اشخاص- حیوان مرده را رها کنند. این داستان علمی- تخیلی نیست. این یک واقعیت است. آنها فقط باید آن را تجربه کنند. تمام کسانی که وگان شدهاند این را تجربه کردهاند: سبکی در بدن، روح و ذهن، وضوح بیشتر، بازدهی بیشتر در کارها، هماهنگی بیشتر در خانواده و پیشرفت بیشتر در هر رویایی که دارند.از استاد اعظم چینگ های بسیار مهربان سپاسگزاریم که همواره به ما یادآوری میکنند راهحل ساده برای پایان دادن به همهٔ فجایع بزرگ جهانی که امروز با آنها روبهرو هستیم، روی آوردن آسان به رژیم شفقتآمیز وگان است.از داریوس جی رایت سپاسگزاریم که تجربههای خروج از بدن خود را چنین صادقانه با ما در میان گذاشت، تجربههایی که به همهٔ ما کمک میکنند تا به یاد آوریم 'خداوند' عشق است، ما روحهایی ابدی هستیم، وقتی اعمالمان با روحمان همسو میشود، به عشق پاک و بیقید و شرط تبدیل میشویم.باشد که تمام بشریت بیدرنگ نسبت به راهحل وگانِ نجاتبخش زمین بیدار شود، تا سپیدهدم عصر نوینِ جهان وگان و صلح جهانی، جهان ما را احیا کند.برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ داریوس جی رایت، لطفاً مراجعه کنید به: dariusjwright.com










